الشيخ المنتظري

49

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

نادم گرديده‌اند و اكنون دليلى بر اصرار و ادامه رفتارهاى قبلى آنها وجود ندارد ، همچنين در مورد افشاگرى عليه افراد و گروهها ، الهامات وى از نهج البلاغه آشكار است . در جلد دوّم مبناى امام ( عليه السلام ) را در مورد جاذبه داشتن بيش از دافعه توضيح مىدهد كه در حقيقت يكى از بارزترين مشخصات شارح عاليقدر در نحوه برخورد و سلوكشان با ديگران بوده‌است . 4 - غناى سياسى : پاره‌اى از مقولات نهج البلاغه صرفاً مورد بهره برداريهاى يك بعدى و اخلاقى قرار گرفته‌اند و ابعاد ديگر آنها مغفول مانده و كسى به رازهاى نهفته ديگر آن عنايتى نورزيده‌است . در اين كتاب بعضاً به بواطن مقصود يا مقاصد امام ( عليه السلام ) رجوع شده‌است . درباره خطبه همام ( خطبه 193 عبده ) هنگامى كه شارح ارجمند به اين سخن امام ( عليه السلام ) درباره صفات متقين مىرسد كه مىگويد : « و تحرّجاً عن طمع » ( كسانى كه از طمع اجتناب مىكنند ) نگاهى وسيع تر بدان مىافكند . در حالى كه مقوله طمع و طمعكارى در ذهن و انديشه ما يك امر سوء اخلاقى است كه معمولاً در مورد خورد و خوراك و نظاير آن كاربرد دارد ، در اينجا به عنوان يك امر سياسى مطرح بوده و كاربرد سياسى - حكومتى يافته و رفتار زمامداران با آن تحليل مىشود . اين نوع نگاه حاكى از ديدگاه وسيع مفسّر است و اين كه چگونه كسى كه وارث تجارب ويژه‌اى در زندگى است ، مىتواند درك جديدى را از مفاهيم حتى مفاهيمى كه به صورت اخلاقى و فردى مطرح بوده‌اند ارائه كند و فرهنگ پربارى را سامان دهد ، احيا كند و كشف نمايد . نمونه ديگرى از خلال نمونه هاى متعدد : آيت الله منتظرى به سبب رويارويى با اصحاب نفاق ، چه در سالهاى پيش از انقلاب اسلامى و چه در ساليان پس از انقلاب ، و آگاهى دقيق از ترفندهاى آنان ، چنان خطبه امام على ( عليه السلام ) را درباره منافقين ( خطبه 194 عبده ) مىشكافد و تبيين مىكند كه گويى با چشم بصيرت خويش راههاى مخفى لانه موشها را نشان مىدهد و روان منافقان را مىكاود و هنگامى كه در برابرش مىنشينند باطن آنها را مىبيند ; و با اين تبيين عميق خود ،